تبليغاتX
:: اندیشه و قلم ::
یادداشت های احمد قدیری

دروغی به نام "دانش جو"

آسیب شناسی دانشگاه

سید حسن خمینی یا "بیت امام"؟

عبد الله شهبازی آنگونه که من شناختم

استاد شهید "م...ی"

کوچه ی شهید شریعتمداری

مجاهد جبهه ها

+ نوشته شده در  چهارشنبه 9 دی1388ساعت 2:35  توسط احمد قدیری 

فیلم سینمایی تازه از توقیف در آمده ی "کتاب قانون" به کارگردانی مازیار میری را که اخيراً بر پرده های سینما نقش بسته، دیده و نکات در خور توجه آن را در پیش می آورم:

1. پس از دیدن فیلم این حقیقت بیش از پیش برایم روشن شد که دولت نهم _و اکنون دهم_ از نظر فرهنگی یک دولت "باز" است. نمی دانم اگر همین فیلم را وزارت ارشاد دولت خاتمی مجوز می داد چگونه واکنش نشان می دادیم اما همینقدر دریافتم که احمدی نژاد حقیقتاً عاشق مهر ورزیدن است.

2. داستان این فیلم نیمه طنز چنین است که یک جبهه رفته ی نیمه مذهبی میانسال به نام رحمن (پرویز پرستویی) در سفر کاری خود به لبنان، در یک کافه و هنگام خوردن گوشت خوک _گوشت خوک بودن استیک در حین فیلم القاء می شود و صراحتی در این باره وجود ندارد_ زن مترجم مسیحی و جوانی را دیده و عاشق او می شود و در عشق وی به سر می برد تا اینکه در سفر بعدی خود، با او که به دلیلی نا معلوم مسلمان و محجبه شده عقد کرده و همسرش را نزد خانواده ی خود به ایران می برد و این در حالی است که خانواده ی داماد (مادر و خواهر ها) به دو دلیل از تازه عروس بیزارند یکی آنکه داماد با انتخاب او تمام گزینه های مد نظر آنان را منتفی کرده بود و دیگر آنکه این عروس تازه مسلمان نه تنها در اجرای احکام دین نسبت به خانواده ی سنتی و "مذهبی" داماد مقید تر است که به دلیل صراحت لهجه ی خود در تذکر به اقدامات خلاف شرع خانواده ی داماد، مورد غضب آنان واقع می شود. این نا مهربانی ها با او به جایی می رسد که عروس شبانه از خانه و کشور رفته و به وطنش باز می گردد تا اینکه پس از چندی رحمن برای آشتی و باز گرداندن وی راهی جنوب لبنان می شود و ... .

3. کسانی که فیلم ضد اسلامی-ایرانی "بدون دخترم هرگز" را دیده و یا از روایت فیلم با خبر باشند، بدون شک "کتاب قانون" برایشان تداعی کننده ی آن است. از طرف دیگر در فیلمنامه به طور زننده ای از الگوی "اخراجی ها"  استفاده شده و بی آنکه تفکیک محسوس دهنمکی را در تفکیک مذهبی ها از مذهبی نما ها انجام داده باشد، عملاً قشر مذهبی کشور را جا نماز آب کش و بی اخلاق و بی فرهنگ معرفی می نماید؛ خصوصاً آنجا که رئیس روحانی رحمن را _روحانی بودن این فرد هم در طول فیلم به بیننده تفهیم می شود_  "بد جنس" و "بی تمدن" می نمایاند. خلاصه آنکه درون مایه ی فیلم ترکیبی از "اخراجی ها" و "بدون دخترم هرگز" می باشد و از این روی بسیار محتمل است که جشنواره های بین المللی نظیر کن _با وجود ضعف های شدید "کتاب قانون" در تدوین و انسجام داستان_ در راستای سیاست های ضد ایرانی غرب آن را به عنوان تأییدی بر بدون دخترم هرگز برگزینند و یا حد اقل کاندیدا نمایند. این ضعف ها را هم کارگردان به طور ضمنی در مصاحبه با روزنامه ی همشهری پذیرفته و تغییر مکان فیلمبرداری از روسیه به لبنان و حذف سکانس های مورد اشکال ارشاد و به تبع این دو، تغییر بخشی از فیلمنامه را که آقای میری بدان اذعان نموده می توان گواه بر ادعای نگارنده دانست.

4. کتاب قانون حقیقتاً فیلمی توجیه پذیر است. یعنی نویسنده، محمد رحمانیان، و کارگردان (به عنوان سازندگان) و شمقدری، معاونت سینمایی آقای حسینی، (به عنوان از توقیف رهاننده ی آن) به راحتی می توانند ایراد های فیلم را "ماست مالی" و ساخته و رهانده ی  خود را توجیه کنند. چنانچه اگر بگوییم چرا چنین مذهبی ها سخیف نشان داده شدند؟ پاسخ می دهدند که ژولیت تازه مسلمان در عوض جلوه ای از اسلام ناب بود. و اگر به هنجار شکنی های فیلم نظیر لباس های آنچنانی کافه دار لبنانی و ژولیت اشکال وارد کنیم، احتمالاً استحاله و حجاب کامل وی را پس از اسلام مطرح می کنند و البته نمی دانم در پاسخ به پخش چند باره ی صدای زن، به عنوان موسیقی فیلم چه توجیهی دارند؟ با این وصف و در حالی که مذهبی های ایران به لجن کشیده شده اند، تنها مثال نقض، یک زن خارجی است. همچنین متأسفانه رسم بر آن شده است که با یک نتیجه گیری اخلاقی در دقیقه ی نود و عاقبت به خیری نقش اول داستان، مجوز گنجاندن انواع منکرات و محرمات و هنجار شکنی ها را از ارشاد دریافت می کنند. چنانچه "شمعی در باد"، "مارمولک" و "کتاب قانون" از این سیاست بهره برده اند. همانطور که گفته شد عنوان فیلم، "کتاب قانون" به معنای قرآن است و با انتخاب این عنوان گویی محوریت فیلم بر آموزه ای قرآنی و مضمونش اخلاقی است. حال آنکه طبق آنچه بیان شد، کلکسیونی از هنجارشکنی ها در آن وجود دارد. حتی اگر تمام نکات منفی فیلم را بخواهیم با دستور العمل های اخلاقی ژولیت و اعمال اسلام مدارانه ی وی منتفی دانسته و نادیده بگیریم، باز هم اعطای مجوز قابل قبول نیست زیرا در پایان داستان و جایی که کارگردان قرار است از زبان یک راننده ی فلسطینی، شاه بیت و پیام نهایی را به مخاطب "تلقین" نماید چنین می گوید که: «به نظر من مهم نیست چه دینی داشته باشی بلکه آنچه مهم است رفتار آدم ها است». و این یعنی توجیه همه ی منکرات فیلم با اسلام ژولیت و در آخر هم از زدن زیرآب همان اسلام با این پیام که مهم رفتار آدم ها است نه دینشان؛ یعنی دقیقاً همان چیزی که راننده تاکسی های خودمان می گویند: "دلت پاک باشه"!

...پاورقي...............................

مطلب مرتبط: گفتگوي شمقدري با فارس. مشاهده

+ نوشته شده در  چهارشنبه 6 آبان1388ساعت 16:33  توسط احمد قدیری  | 



آن هنگام که در گوشه ی سمت راست ایران چک ها، در کنار رقم اصلی، عددی با حذف 4 صفر را دیدم؛ گمان کردم پیشنهادم مبنی بر حذف 4 صفر از ریال و دو نرخی کردن پول با استفاده از به کار گیری تومان در کنار واحد اصلی (ریال) موثر افتاد که ناگاه در رسانه ها به نقل از رئیس بانک مرکزی خبر تصویب حذف تنها 3 را شنیدم و اینک با ارسال مطلب بار دیگر خواهان توجه مسئولان محترم به استدلال پیش رو مبنی بر ارجحیت حذف 4 صفر هستم.

اولین بار در روزنامه ی کیهان مورخ 25 اردیبهشت 87 آوردم: «سال گذشته شاهد نامه رئيس جمهور به شوراي عالي پول و اعتبار مبني بر بررسي حذف صفرهاي ريال بوديم و پيشنهاد اوليه آن بود تا 3 صفر از انتهاي عدد مندرج در اسكناس ها به صورت كم رنگ نوشته شود تا در مرد م آمادگي ديدن اسكانس هاي 10000،20000  و 50000 ريالي به صورت 10، 20 و 50 ريال، به وجود آيد.
با توجه به این که در جامعه ما از هر پديده اي براي گران فروشي استفاده مي شود و همچنین نظر به محاسن اين كار و تجربه ی دو كشور همسايه، افغانستان و تركيه، به ترتيب در حذف 3 و 6 صفر از واحد پولشان؛ توصيه مي شود تا:
ثانيا هر 4 صفر برداشته شود، تا 1 ريال ارزشي تقريباً معادل 1 دلار پيدا كند كه بهتر است بدين نحو عمل شود: مانند بسياري از كشورها كه از واحد پول دو نرخي استفاده مي كنند، ما نیز ريال و تومان را در كنار هم به كار گيريم.
به اين صورت كه تومان را با قيمت عرفي آن حفظ كرده و رسميت بخشيم. و اسكناس ها و مسكوكاتي كه كمتر از 10000 ريال اند را با تومان قيمت گذاري كنيم.
به اين ترتيب اولاً راه براي برداشتن صفر ديگر اسكناس، (صفر چهارم) باز مي شود. ثانياً معيار و ميزاني كه «تومان» است و در تغييرات، ثابت مانده، براي هضم تغيير شكل پول، وجود خواهد داشت.
یعنی اكنون اسكناس سبز 10000 ريالي كه عرفاً از آن به 1000 توماني تعبير مي شود به اين صورت درآيد كه با حذف 4 صفر، و 10000 برابر كردن ارزش آن، هر 10000 ريال به 1 ريال تغيير شكل مي دهد كه معادل 1000 تومان خواهد بود.
براي مقادير كمتر از 10000 ريال كنوني نيز واحد دوم (تومان) دیگر به صورت رسمي -و نه عرفي- درج شود. به طوري كه اسكناس 1000 ريالي كنوني، 100 تومان و سكه 250 ريالي 25 تومان شود.
بدين ترتیب اگر قيمت كالايي به عنوان مثال اكنون55000  ريال باشد، آن موقع با اين تغييرات رسماً پنج ريال و پانصد تومان، و عرفاً 5500 تومان خواهد بود.»

اکنون نیز در توضیح بیشتر مطلب اضافه می نمایم پس از قرار گرفتن موضوع حذف صفر های ریال (با طرح اولیه ی 3 صفر) در محور آخر از هفت محور طرح تحول اقتصادی، تا کنون بحث های پراکنده و متعددی راجع به لزوم حذف صفر ها در رسانه ها شده و به وضوح روشن است که کارشناسان بر حذف آن اجماع دارند. از این رو است که ابتدا کلیت حذف صفر در بانک مرکزی، و اکنون جزئیات آن (حذف 3 صفر) تصویب شده و دیگر نیازی به اثبات لزوم این کار نیست. بلکه سخن در چگونگی این امر و به تعبیر دیگر تعیین گزینه ی ارجح از میان حذف 3 و 4 صفر می باشد. موافقان حذف 3 صفر از این نظر موافق آن هستند که گمان می برند با کسر واحد "هزارگان" (3 صفر) از پول که نسبت به 4 صفر "رند" تر است، هضم تغییرات آسان تر می شود. این سخن می توانست درست باشد در صورتی که تنها یک واحد پول در کشور مورد استفاده قرار می گرفت در حالی که ما شاهد رواج عرفی و ترجیح "تومان" در میان مردم در عین وجود واحد رسمی "ریال" می باشیم. با این توضیح برای حذف 4 صفر از واحد پول و 10000 برابر کردن آن دو دلیل عمده وجود دارد که همین دو دلیل سبب ارجهیت حذف 4 صفر از اسکناس می گردد. اولاً از آنجایی که واحد رسمی پول، ریال است و واحد عرفی تومان، برای اتخاذ روش مناسب در فهم آسان تغییرات توسط جامعه، باید 1 صفر به دلیل انتقال ارزش از ریال به تومان ، و 3 صفر برای کسر ضریب هزارگان حذف شود که نتیجه، همان حذف 4 صفر خواهد شد. ثانیاً برای برابری ارزش ریال با دلار –که لازمه ی تسهیل معاملات است- چاره ای جز 10000 برابر کردن ارزش پول ملی وجود ندارد. با این وجود در راه حذف صفر ها (3 یا 4) یک مانع وجود دارد و آن مشکلِ نبود واحد پولی برای ارزش گزاری در اجناس و کالاهای کمتر از 1000 ریال کنونی (در صورت حذف 3 صفر)؛ و 10000 ریال فعلی (در صورت حذف 4 صفر) می باشد. بدین نحو که در صورت حذف 4 صفر، کمترین واحد پولی، 1 ریال (معادل 1000 تومان کنونی) خواهد بود در حالی که بسیاری از کالا ها و خدمات با کمتر از آن مورد استفاده قرار می گیرد. (همچنان که در صورت حذف 3 صفر در استفاده از کالا و خدمات کمتر از 10 ریال _معادل 100 تومان کنونی_ با مشکل مواجه خواهیم شد). برای رفع این مشکل نیز پیشنهاد می شود مانند بسیاری از کشور ها  از واحد پول دو نرخی استفاده نماییم. همچون آمریکا که از "سنت" در کنار دلار و با ارزش "یک صدم" استفاده می نماید؛ بانک مرکزی نیز می بایست در کنار ریال جدید (با ارزش 10000 برابر کنونی)، با تثبیت و رسمیت بخشیدن تومان با ارزش یکسان با قبل، جزء دیگر پول ملی را با ارزش "یک هزارم" خلق و راه را برای حذف صفر ها ایجاد نماید.

توکلت علی الله
+ نوشته شده در  یکشنبه 29 شهریور1388ساعت 17:40  توسط احمد قدیری  | 

جناب آقای دکتر احمدی نژاد رئیس جمهور منتخب ملت با سلام

دو مطلب محتوای این وجيزه است که به عرضتان می رساند:

1- برای تداوم رایحه ی خوش خدمت در دوره ی یازدهم ریاست جمهوری، پیشنهاد می کنم تا همچون رئیس جمهور سابق و نخست وزیر فعلی روسیه، ولادیمیر پوتین، فردی از افرادی لایق و مورد اعتماد را _البته بعد از تنفیذ حکم ریاست جمهوری توسط رهبری_ به سمت معاون اولی خویش برگزینید تا اذهان عمومی با وی آشنا و رأی به او انتخاب مجدد جنابعالی تلقی گردد. پر واضح است که برای این انتخاب حیاتی، مشورت با مقام معظم رهبری و جلب نظر ایشان ضروری است.

2- تاریخ به کرات نشان داده که بسیاری از شکست ها با فاصله ی اندکی پس از "فتح الفتوح" ها و موفقیت های سرمست کننده رخ داده. آنچه تا کنون پس از رکورد زنی جنابعالی در انتخابات در جلب قریب به 25 میلیون رأی از شما دیده شده، اذهان را به سوی نوعی غرور و سر مستی ناشی از این موفقیت سوق می دهد. اعمالی چون نصب عنصری نامطلوب به معاونت اولی خویش، تأخیر در اجرای حکم آقا در برکناری وی و مورد آخر هم _که امید وارم آخرین مورد بماند_ عزل دو وزیر در کمتر از دو هفته مانده به پایان کار دولت نهم است؛ که انگشت حیرت را بر دهان علاقه مندان به شما و زبان ها را در دفاع از اقدامات جنابعالی قفل کرده. یاد آور می شوم سلسله فتح های جریان اصلاحات را که با رأی 20 میلیونی سید محمد خاتمی شروع شد و به دلیل حرکت تایتانیک وار خود با شکست در دومین دوره ی انتخابات شورا های اسلامی شهر و روستا پایان یافت؛ آن هم پایانی که تا کنون پایانی نیافته.

مراقب باشید 25 میلیون شما به عاقبت 22 میلیون دیگران دچار نشود و خدایی نکرده این موج اقبال به ساحل سردی ننشیند که اگر چنین شود به آسانی بر نخواهد خاست.

+ نوشته شده در  سه شنبه 6 مرداد1388ساعت 4:53  توسط احمد قدیری  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه 30 تیر1388ساعت 8:57  توسط احمد قدیری  |