سازمان منافقین انقلاب اسلامی، 13 رجب نامه ای احساساتی را نگاشته و به اسم دو فرزند خلف و خارج نشین بهزاد نبوی، یاسر و میثم، بر خروجی سایت خود قرار داد. بهزاد نبوی که با وجود علم به پیروزی احمدی نژاد، در ایام تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری اعلام کرده بود در صورت پیروزی وی از کشور خارج خواهد شد، پس از فروکش کردن آشوب اوباش، به همراه تنی چند از هم کیشانش دستگیر، و پس از آن بود که نامه ی "چریک پیر روزت مبارک!" منتشر شد. در قسمتی از این بیانیه ی نامه نما آمده است:
«روزگار غریبیست پدر! بعد از سی سال دوباره به اوین برگشتی ولی نه توسط شاه، بلکه توسط نظامی که تمام عمر خود را صرف تثبیت و سرفرازی آن کردی، نظامی که به خاطر آن هفت سال از بهترین سالهای جوانیت را در زندان سپری کردی»
در توضیح عبارت به حق احمقانه ی فوق ذکر نکات ذیل ضروری به نظر می رسد:
1- بهزاد نبوی کمونیست درست است که طبق ظواهر امر با رژِم شاه مخالف بود اما به هیچ وجه خواهان برقراری حکومت اسلامی نبود و پس از دستگیری در زندان اوین، توسط شهید رجایی "مسلمان" می شود. این هم سلسولی شدن "کاملاً اتفاقی" با فردی چون رجایی که از مبارزین فعال نهضت به شمار می رفت و نیز "اسلام آوردنش"، سبب رفاقت شدید قاتل و مقتول می شود تا جایی که حتی رجایی، نبوی را در کابینه خود می گنجاند.
2- طبق اعترافات نورالدین کیانوری، بهزاد نبوی مأمور شماره ی یک "سیا" در ایران بود و دفاع سرسختانه ی هاشمی رفسنجانی از وی با وجود چنین اعترافی دلیل ادامه ی حیات طبیعی و سیاسی نبوی می باشد.
3- در ماجرای هشتم شهریور و انفجار دفتر نخست وزیری به دست کشمیری، بهزاد نبوی با تشییع تابوت خالی مسعود کشمیری فرار وی از کشور را سبب شد. شهید لاجوردی، مسئول پرونده، در این باره با نوشتن نامه ای به امام، نبوی را هم دست کشمیری معرفی می نماید. با پیگیری پرونده، امام با توجه به خطر "نفوذی ها" و برای از رو شمشیر نبستن این طیف، دستور به مختومه شدن پرونده می دهد.
4- نمایندگی مجلس ششم و طرح مسئله ی خروج از حاکمیت که اخراج از حکومت را برای آنان در پی داشت نیز از جمله خدمات "چریک پیر" به نظام جمهوری اسلامی می باشد.
با وجود این موارد آشکار و احتمالاً هزاران مورد نهان چگونه سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در بیانه ی نامه گونه اش ادعا می کند وی برای "تثبیت" و "سرفرازی" نظام تمام عمر خود را صرف؛ و چند سال را "به خاطر آن" در زندان سپری نمود؟ این سؤالی است که پاسخ آن را تنها در دو کلمه می توان یافت: وقاحت و نفاق.
در پایان بخشی از وصیتنامه ی شهید اسد الله لاجوردی آورده می شود: «خدایا تو شاهدی چندین بار به عناوین مختلف خطر منافقین انقلاب را همانها که التقاط به گونه منافقین خلق سراسر وجودشان را و همه ذهن و باورشان را پر کرده است و همانا که ریاکارانه برای رسیدن به مقصودشان دستمال ابریشمی بسیار بزرگ به بزرگی مجمع الاضداد به دست گرفته اند، هم رجائی و باهنر را می کشند و هم به سوگشان می نشینند.»
لازم به ذکر است در پی همین هشدار ها بود که لاجوردی را به شهادت رساندند.
مشاهده ی عکس های دیروز تا امروز نبوی: 1 2 3 4 5